سوم خرداد دیپلمات های ایرانی و گروه 1+5 در بغداد دور دوم مذاکرات هسته ایی را انجام میدهند. نتیجه این مذاکرات مسیر هسته ایی ایران و غرب را تا حد زیادی مشخص خواهد کرد.

علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه میگوید گروه مذاکره کننده ی ایرانی با ابتکارات جدیدی به مذاکرات ادامه خواهد داد.

در راستای “اقدامات سوء تفاهم افکنانه ی برادر حکمت الله قربانی در برزیل”  میتوان گمانه زنی هایی را درباره ابتکار و سیاست های جدید وزارت  امورخارجه به عمل آورد.

احتمال میرود سیاست انگوشت و مالشِ اندام اختصاصی مدعوین به صورت زیر آبی یا زیر میزی یکی از ابتکارهای جدید تیم مذاکره کننده ی ایرانی باشد.

بنابر این به خانوم ها کاترین اشتون (مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا) و معاون ایشون سرکار خانوم هلگا اشمیت هشدار میدهم که مراقب  اندام خصوصی خودشون باشن ، ممکنه دیپلمات های ما از زیر میز و توسط نوک انگشتان پا  بخواهند کارهای دیپلماتیک انجام بدهند و خانوم ها   برای حفظ پرستیژ مجبورند چیزی به روی خودشون نیارن و همین امر باعث میشود تمرکز خود را از دست بدهند و سرمیز  مذاکره کم بیارن و پرونده ی هسته ایی به نفع ما تموم و ختم به خیر بشه .

رامین مهمان پرست سخنگوی وزارت امور خارجه میگوید  در دور جدید مذاکرات هسته ایی آقای حکمت الله قربانی   به عنوان عضو جدید گروه مذاکره کننده ی ایرانی حضور فعالانه ایی خواهد داشت .  سخنگوی وزارت امور خارجه ،خروج شبانه ی آقای حکمت الله قربانی از برزیل را در همین راستا اعلام کرده است.

در پایان به عنوان تحلیگر امور امنیتی به   گروه ایرانی از جمله   سعید جلیلی ( دبیر محترم شورای عالی امنیت ملی) و معاونشون آقای  علی باقری   تذکر میدهم  در هنگام مذاکرات دیپلماتیک   مراقب دوربین های زیر میز باشن!!!

به تیم مذاکره کننده ی جمهوری اسلامی پیشنهاد میکنم ترجیحا موقع  انگشت کردن یا لمس کردن اندام خصوصی اعضای 1+5 و مقامات اروپایی  دور از دوربین ها اینکارو انجام بدن و  اگر کسی چیزی گفت میتونن با کمک گرفتن از  سخنگوی وزارت  خارجه همه چیزو تکذیب کنن و بندازن گردن استکبار و صهیونیسم بین الملل.

والسلام علی من اتبع الهدی

تحلیلگر امور امنیتی و حیثیتی

جوات یساری

Advertisements

عنصر نامطلوب

20 April 2012

خبر کوتاه و چندخطی که 48 ساعت از انتشار آن گذشته ، بنابر این میتوانیم از آن به عنوان خبر سوخته یاد کنیم . وال استریت ژورنال نشریه دوملیون تیراژی در سایت خبری خود و در تیتر فرعی  اینگونه نوشته است:

دیپلمات ایرانی متهم به  دستمالی کودکان در یک کلوب شنای برزیل

وال استریت به نام دیپلمات ایرانی یا کلوبی که حادثه در آن اتفاق افتاده  و جزئیات بیشتر اشاره نمی کند . اما مراجعه به سایت های خبری Portuguese  در برزیل ما را با جزئیات بیشتری آشنا میکند. Estãdo یکی از شناخته شده ترین مجلات و سایت های خبری برزیل است  که نام دیپلمات ایرانی را حکمت الله قربانی ذکر کرده  و  می گوید خانواده هایی که در استخر بودند به انجام اقدامات غیر اخلاقی  آقای قربانی  شهادت میدهند. مطبوعات برزیلی از وزیر امور خارجه (آنتونیو  پاتروتا) خواسته اند مرد متجاوز یا pedofilia را   محاکمه یا جریمه کند و یا اینکه حداقل او را  برای همیشه از خاک برزیل اخراج کنند

ظاهرا گریه های دختر بچه ایی 9 یا 10 ساله در استخر باعث توجه خانواده های کودکان به این موضوع شده .

به صورت خلاصه باید گفت رسانه های برزیل و خانواده ی کودکان خشمگین هستند و رسانه های غربی تنها بخش کوچکی از حادثه ی برازیلیا را نشر داده اند.

دستمالی  اندام خصوصی  دخترکانی که به سن بلوغ نرسیده اند واقعا عملی چندش آور و شرم آور است و سوء استفاده از کودکان یک جنایت محسوب میشود .

رامین مهمان پرست سخنگوی وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی چنین حادثه ایی را از اساس تکذیب کرده و طبق معمول به جای محکوم کردن عنصرِ نامطلوب وزرات امور خارجه تنها به تکذیب و خلاف واقع بودن خبر رسانه های مشخص بسنده کرده ( همان چیزی که همیشه به عنوان دشمن و استکبار یاد میکنند)  . اما  گویا سفارت جمهوری اسلامی یک روز بعد جریحه دار شدن عواطف خانواده ی کودکان را ناشی از تفاوت فرهنگی دانسته !!!( در این زمینه و در وبسایت سفارت ایران در برزیل چیزی پیدا نکردم)

*    *    *    *

در اینجا چند سوال و ابهام برای خواننده به وجود می آید:

1- منظور از “تفاوت فرهنگی” در گفته ی مقامات سفارت جمهوری اسلامی  چیست؟! در کجای فرهنگ ایرانی به مردی مسن اجازه ی دستمالی اندام جنسی کودکان داده شده  که مقامات گستاخ و دریده ی سفارت از آن به عنوان تفاوت فرهنگی یاد میکنند؟!

2- با فرض اینکه “دیپلمات/کارمند ایرانی” هیچ عمل غیر اخلاقی انجام نداده است ، باید بپرسیم اصولا یک عضو رسمی از وزارت امورخارجه ی جمهوری اسلامی ایران چرا در یک استخرمختلط بین زن و مرد  ( vizinhanca CLUBE )عضویت داشته؟!

3- آیا شایسته است که یک عضو ارشد دولت وحکومتی  که طرح تفکیک سازی جنسیتی در دانشگاه ها را اجرا میکند  بیرون از مرزهای کشور در کلوب های شادی و استخرهای مختلط با لعبدکان برازیلیایی شنا کند؟!

4- آیا کارمند ها و دیپلمات های رسمی نظام جمهوری اسلامی که معمولاَ داغ مهر بر پیشانی دارند نباید نماینده خط فکر نظامی باشند که ماهانه برای ماموریت های برون مرزی چیزی بین 15 تا 30 ملیون تومان حقوق و مزایا دریافت میکنند؟!

5- آیا  حضور در استخرهای مختلط بین زن و مرد از دیدگاه حکومت ایران امری ناشایست و خلاف اخلاق نیست؟! اگر این کار خلاف  و یا گناه نیست چرا به دیگران اجازه شنای مختلط داده نمی شود و اگر این امر گناه و جرم محسوب می شود چرا از کارمند خاطی دفاع می کنند ؟!

سخنگوی وزارت خارجه ی ایران  و سفارت جمهوری اسلامی عمل غیر اخلاقی  حکمت الله قربانی را تکذیب کرده اند، اما ظاهرا تا این لحظه حضور او در استخرِ  مختلط در  کلوب قدیمی vizinhanca  که رسالت خود را گسترش فرهنگ ورزش و شادی میداند  نتوانسته اند تکذیب کنند.

*    *    *    *

البته از اینا بعید نیست یِ وَخ دیدی گفتن یارو واسه امر بِ معروف و نهی از منکر رفته بوده اونجا!!! رو کِ نیست ….. سنگ پا هست.

برای نوشتن این مقاله سعی کردم از منابع خبرگزاری ،سایت و نشریاتی که به گفته مسئولین ایرانی  با جمهوری اسلامی و ارزش های اسلامی خصومت دارند استفاده نکنم ، منبع  من برای نوشتن یک سایت داخلی برزیل بود که  سابقه عداوت با ایران یا ارزش های اسلامی را نداشته ، بنابر این میتوانم بگویم واکنش سخنگوی وزارت امورخارجه ناشیانه بود.

در پایان انتقاد کوچکی هم به جامعه ی وبلاگ نویسان دارم که به تحلیل و پوشش دادن این خبر اهمیت ندادن. همونجور که قبلا هم گفتم ظاهرا تا از یک جایی بهشون سمبه نزنن  تکون نمیخورن.

سال 88 بود ، محمود احمدی نژاد بعد از چهار سال حکومت پوپولیستی ، تخلیه صندوق ذخیره ارزی ، پرداخت های بدون پشتوانه در قالب وام و رانت موفق شده بود برای دومین بار در انتخابات ریاست جمهوری اولین نفر باشد.

پرزیدنت محمود از سوی احزاب  طرفدار مهندس موسوی و طبقات اجتماعیِ روشنفکر ،تحصیلکرده و شهری متهم به تقلب در صندوق های رای شده بود .

اعتراض ها گسترده شد ، طایفه ایی از فاشیست ها که پیرامون علی خامنه ایی جمع شده بودند از فرصت استفاده کردند و به گروه های رقیب ضرب شصت نشان دادند. از ابزارهای مختلف در این راه استفاده کردند ، میکروکنترلرهای دیجیتال و رصد گرهای زیمنس و هو آ وی تا کهریزک و قتل …

در آن روزها وبلاگ نویسان همگی متفق القول از دروغ و تقلب بیزاری میجستند و در باب مزایا و محاسن انتخابات عادلانه و راستگو بودن قلم فرسایی می کردند . . . .

*      *      *      *

آیا ما واقعا از دروغ گفتن متنفریم؟!

آیا ما برای یک انتخابات سالم و آزادنه احترام قائلیم؟!

آیا ما برای رسیدن به منافع گروهی و در صورت داشتن ابزارهای لازم دست به تقلب گسترده نمی زنیم؟!

آیا از دوستان خود برای تقلب کمک نمی گیریم؟!

آیا مثل خبرگزاری لجن نیوز ، بر علیه دیگران لجن پراکنی نمی کنیم؟!

مرز علاقه و ارادت ما به انتخابات سالم و راستگویی کجاست ؟!

به عبارت دیگر آستانه ی دموکراسی گریزی ما کجاست؟!

*     *     *     *

بیائید با یک مثال مشغول بررسی بشویم

دویچه وله مسابقه ایی راه اندازی کرده برای انتخاب بهترین وبلاگ   . این وبلاگ ها به ترتیب میزان رای تا امروز به این ترتیب است

1

نارنجی

7

وقایع روزانه یک دانشمند

2

نسوان مطلقه معلقه

8

بلاگ نوشت

3

KHERS

9

کتابلاگ

4

مرثیه های خاک

10

خیزران

5

بزرگ راه، رسیدن

11

آقا اجازه

6

Marde-Mokhtasar

اما گویا یکی از وبلاگ نویسان که در دو سال گذشته نسبت به بقیه وبلاگ های نامزد بیشترین ادعاها را پیرامون “آگاهی” ، “آزادی” و “آزادی خواهی” دارد . با راه انداختن لشگر کشی اینترنتی ، تهدید و تحقیر رقیب و طعنه به آن هایی که به او رای نمی دهند و همچنین تشویق آن هایی که تصمیم دارند بیش از یکبار رای بدهند . تمام شعارهای خود را فراموش کرده و به صورت زیر پوستی فرمان به اخلال در رای گیری میدهد و ضمن آنکه با خودستایی نام خود را در کنار آزادیخواهان قرار میدهد  ،آن هایی که او را انتخاب نمی کنند و یا نظر دیگری دارند را به جسد و نعش تشبیه می کند.

*      *      *      *

یک بار دیگر میپرسم ، اینبار از  خودم ، از ضمیر ناخود آگاه میخواهم اعتراف بگیرم . . .

مرز دموکراسی برای ما کجاست؟! آیا یک انتخابات عادلانه و بدون تقلب که وزن واقعی ما را نشان بدهد برایمان خوشایند و قابل قبول است؟!  آیا ما در مرحله ی عمل تحملی برای دیدن مخالف یا رقیب داریم؟! آیا از هر ابزاری برای کسب قدرت استفاده نمی کنیم ؟! گم شده ی ما  در دنیا چیست؟!

آزادی؟! . . . اخلاق؟! . . . منافع  و رانت ها؟! . . . آگاهی؟! . . .  یا چیزی به غیر از این ها؟! . . . چه چیز را در کدامین پیچ ،  یا گردنه ی صعب العبورِ تاریخ گم کرده ایم ؟!

؟!

رفرنس:

برای مستند بودن نوشته میتوان به یادداشت ها و کامنت های  nom de plume   ،چرا نسوان مطلقه ؟ ،خاطرات یک وبلاگ نویس گمنام ،سکسولوژی وبلاگ نویسی (+18) ، در وبلاگ نسوان مراجعه کرد.

پی نوشت:

حالا از همه ی این نقلو حدیث ها گذشته ، نمیدونم چرا این آلمان های کودن یادشون رفته اسم وبلاگ جواتی را به عنوان برترترترتر…ترین وبلاگ اعلام کنن؟!!!!!