این نوشته پاسخی است برای  (کیوان خان) . . . دوست بزرگواری که با یک تولرانس مثال زدنی موضوعات مختلف رو پیگیری میکنند …،البته پاسخ نیست ( منه جوات چیکاره حسن مملکتم که بخوام پاسخ بدم) یه جور گفتگو هست ،شایدم گپ زدن ، نمی دونم از چه واژه ایی استفاده  کنم.(بالاخره یه نفر پیدا شده که به حرف ما فقیر بیچاره ها گوش بده )

از ایشون سپاسگذارم که با  نوشتن کامنت ،فرصت هایی  برای نوشتن از آنچه که هست و  نیست به وجود می آورند ، چیزهایی که می تواند “برای توضیح بسیاری از پیچیدگی های رفتار اجتماعی و علوم انسانی” مورد استفاده قرار بگیرد.

*         *         *

“نگره= نظریه” . . . یکی از آرزوهام پالایش و پاکیزه شدن زبان گفتاری و نوشتاری فارسی هست ،چیزی که فکر می کنم بعید تر از وجود مهدی باشه . . . از این واژه که معرفی کردید در آینده به جای “نظریه” استفاده می کنم

و اما ….  ،من فکر می کنم عرب ها  واژه ی “اِوُلُشِن” را بهتر از ما فارسی زبانان لمس و  معادل سازی کردن و  به جای واژه “تکامل” از “تطور” استفاده کردند.

واژه ی “تکامل” بارِ اخلاقیِ مثبت داره . از کامل شدن از تکمیل شدن و از بهتر شدن صحبت میکنه و حتا به یک نقطه ی ایده ئآل نظر داره. جایی که “تکامل” به “کامل” و “تکمیل” شدن و پایان پروژه میرسه. . . در حالی که “اِوُلُشِن” از “گونه گون” شدن یا از “حالتی” به “حالتی” دیگر رسیدن صحبت میکنه.

برای نمونه:

آب به بخار تبدیل میشه

بخار به ابر تبدیل میشه

ابر به باران تبدیل میشه

باران روی زمین یا زیر زمین جاری و ذخیره میشه و باز هم به بخار و ….و

این یک چرخه ی تبدیلی هست ، یک چرخه ی فرگشتی و ما نمی تونیم بگیم “تکامل” در کدام یک از سطح های تغییر و گونه گون شدن چرخه ی مورد نظر اتفاق افتاده. (حتی میتونه این وسط مسطا به جای تکامل تناقص اتفاق بیفته)

*         *          *

کمی جلوتر…،از  پارادکس دو واژه ی “فرگشت” و “تکامل” پیرامون انسان چند نمونه بنوییسیم.

1- انسان در ملیون ها سال قبل  آرواره های قوی تری نسبت به انسان امروزی داشته ، انسان با همین دندان و دهان سخت پوست ترین گیاهان رو خورد میکرده ، و  همچنین “انسان سایان” دیگر رو می دریده و خام خام می خورده (شاید جمله ی جیگرتو خام خام بخورم از همون زمان شکل گرفته) ،. . . اما همان انسان امروزه دهان نرم تری داره ، و حتی یه تیکه بربری خشک رو هم نمی تونیم خورد کنیم ، چه رسیده به  گیاهان سخت پوستی مثل نارگیل و گردو .

2- ماهیچه های گوش که توانایی چرخش را به وجود می آورده به مرور ضعیف شد از کار افتاد و ای بسا در آینده ناپدید بشود. و تقریبا انسانی رو نمی بینیم که توانایی چرخاندن گوش ها به سبک دیگر حیوانات رو داشته باشه. و یا انگشت کوچک پای انسان که به مرور زمان در حال حذف شدن هست . . . من فکر میکنم همینجوری پیش بریم شاید در نسل هزارم  به موجوداتی نرم تن تبدیل بشیم!!!

با استثنا برای هوشمندتر شدنِ انسان.  در زمینه های فیزیکی در حال تحلیل رفتن هستیم.  و البته به دلیل تدریجی بودن و همگانی بودن ،این تغییرات قابل لمس نیست و از سویی هوشمندتر شدن و مسلح شدن انسان به دانش و علوم تاثیرات سوء تحلیل های فیزیولوژی را بی اثر می کند .

نمونه های دیگری را هم میتوانیم در طبیعت و  کهکشان ها رصد کنیم که کامل شدن در مسیر حرکتی آن ها جریان ندارد.  با این دو نمونه طولانی و به ظاهر بی ربط میخواستم  اینو بگم که واژه ی “تکامل” برای  تشریح نظام کائنات بی معنا هست ، این یک “گونه گون” شدن و از حالتی به حالت دیگر رفتن هست ،… البته میتونه تکامل هم باشه . اصراری ندارم که نظام آفرینش در حال “تکامل” و “کامل” شدن نیست 🙂

بنا بر این بهترین معادل برای Evolution و تطور واژه ی “فرگشت” هست که  داریوش آشوری ارائه داده ،واژه ایی که بار اخلاقیِ مثبت یا منفی نداره.

شبیه آدمای یتیم شدی ،. . .

مثل بچه ایی که پدر  و مادرش جلوی چشماش تیکه تیکه شده باشن

بـچّه ایی که تا دیروز در آغوش گرمی بوده

و حالا بالای سر نعشِ پدر و مادر نشسته

چرا خشکت زده؟!

به چی نگاه میکنی؟!

از چی تعجب کردی؟!

تو . . .

سی و پنج ملیون و هفتصد هزار سال قبل از بدنیا اومدنت یتیم شده بودی . . .

*        *        *

تو . . . بونوبوی زیبا

یهو خبر دار  میشی که این همه سال با افسانه و سراب زندگی کردی

همش فکر میکردی یه نفر اون پشت مُشتا هواتو داشته

بر میگردی پشت سر میبینی هیشکی نیست

به زیر پا نگاه میکنی میبینی زمین سفتی هم نیست که روش بند بشی

بالارو نگاه مـیکنی هیچ سقفی بالای سر نداری . . .

این طرف اونطرف چپ راست جلو عقب بالا پایین . . .

نگاه کردن بی فایده هست  . . .

از اولشم چیزی کنار دستِت نبوده

*        *        *

تو . . .،بونوبویِ سیاه

همه ی این سال ها. . .رنگ شدی ،سیاه شدی

با سراب با دروغ هایِ زیبا و با وعده ی سرِ خرمن زندگی کردی

این هـمه سال سر قبری گریه کردی که توش جنازه ایی نـبوده

همه چیز دروغ بوده ،یه دستی خوردی

وسط یه جای بی نشون پـرتاب شـدی

جایی که روی هیچ نقـشه ایی نیست

تک و تنها با یک دروغِ بزرگ تنها موندی

*        *        *

تو . . . بونوبوی تنها

باید  دوباره راه بیفتی ، . . .

بِری یه جای دیگه یه راه دور

یه جایی که دقیقا نمی دونی کجا هست ،

معلوم نیست همین اطراف باشه یا هزاران کیلومتر اونطرفتر ،

*        *        *

تو . . . ،بونوبوی خسته

باید از اول  شروع کنی به خوندن

شروع کنی به یاد گرفتن ،نگاه کردن ،لمس کردن

تاریخ بهت دروغ گفته ، جغرافیا بهت خیانت کرده

بایـد یه جـوری دروغ هارو از ذهـنت بریزی بـیرون

بعضی از دروغ ها سولفاته زده چسبیده به مُخِت

دروغ ها تو رو به مجسمه ی حماقت تبدیل کرده

مثل کَپَکِ نان نشسته روی ذهنت ،روی زندگیت

*        *        *

تو . . . بونوبوی غمگین

کاردک تــیزی نـیاز داری ، تا پـس مـونده های دروغ رو از ذهــنت بتراشـی

و یهو میبینی وسطای تراشیدن قسمت هایی از جمجمتو از دست میدی

کاسه ی سر خورد میشه ،پودر میشه ،مثل آوار میریزه روی زندگیت

و بعد تو میمیری چونکه نمیتونی دردِ تراشیدن رو تحمل کنی

مدتـی مـیگذره  تا شـبیه افسانه ها دوباره از نو  زنـده بِـشی

و شروع میکنی به تراشیدن . . .

درد تراشیدن درد سمباده کشیدن

دردِ فِـرگشت ،درد چیزِ دیـگر شدن

و  تو . . .

دوباره از درد میمیری و با امید زنده میشی

اینقدر این چرخه تکرار میشه ،تکثیر میشه

اونقدر  مردن و زنده شدن رو تـکرار میکنی

تا بالاخره نابودی بشی

تموم بشی

و به انکارِ کائنات تبدیل بشی . . .

“بدحجابی”  تهدیدکننده ی “امنیت اخلاقی ، اجتماعی و روانی جامعه” نیست

بی اخلاقی و دروغگویی “امنیت اخلاقی ،اجتماعی و روانی جامعه” را نابود می کند

فسادهای بزرگ مالی از جانب  دیندارانی که جای مهر بر پیشانی دارند  “امنیت اخلاقی ،اجتماعی و روانی جامعه” را نابود می کند

تورم ،گرانی ،تبعیض برای رسیدن به فرصت های کاری و مالی  “امنیت اخلاقی ،اجتماعی و روانی جامعه” را نابود می کند

ریا کاری ، رسیدن به نعمت ها از راه تملق و چاپلوسی “امنیت اخلاقی ،اجتماعی و روانی جامعه” را نابود می کند

جمله ی تاریخی حسن مدرس “سیاست ما دیانت ماست و دیانت ما سیاست ماست”  پایه گذار ویرانیِ “امنیت اخلاقی ،اجتماعی و روانی جامعه”  شد.

برادران و خواهران حزب الهی و علمای محترم  ، برای من جای تعجب است که چرا در بین این همه کاستی و رذالت های اخلاقی تنها چیزی که مایه عذاب و ناراحتی شما است و رگ غیرت شما را متورم می کند نوع پوشش زنان است بدون تعارف  میخواهم بپرسم آیا شما مشکل جنسی یا اخلاقی دارید؟!

به موضع گیری های رسانه ایی شما که نگاه میکنم بیشترین حساسیت های شما پوشش زنان است و دلیل این حساسیت را تعلیمات و آموزه های دینی می دانید ،  به ویرانی اخلاق  و سست شدن ایمان اشاره میکنید .

آیا شما دلسوز دین خدا و اخلاق جامعه هستید ؟! یا اینکه در پشت دین و اخلاق سنگر گرفته اید و از دست آویزهای مذهبی برای تخلیه ناراحتی های روحی و روانی و احیانا جنسی خود استفاده می کنید؟!