نامه ایی برای بونوبو

15 September 2012

شبیه آدمای یتیم شدی ،. . .

مثل بچه ایی که پدر  و مادرش جلوی چشماش تیکه تیکه شده باشن

بـچّه ایی که تا دیروز در آغوش گرمی بوده

و حالا بالای سر نعشِ پدر و مادر نشسته

چرا خشکت زده؟!

به چی نگاه میکنی؟!

از چی تعجب کردی؟!

تو . . .

سی و پنج ملیون و هفتصد هزار سال قبل از بدنیا اومدنت یتیم شده بودی . . .

*        *        *

تو . . . بونوبوی زیبا

یهو خبر دار  میشی که این همه سال با افسانه و سراب زندگی کردی

همش فکر میکردی یه نفر اون پشت مُشتا هواتو داشته

بر میگردی پشت سر میبینی هیشکی نیست

به زیر پا نگاه میکنی میبینی زمین سفتی هم نیست که روش بند بشی

بالارو نگاه مـیکنی هیچ سقفی بالای سر نداری . . .

این طرف اونطرف چپ راست جلو عقب بالا پایین . . .

نگاه کردن بی فایده هست  . . .

از اولشم چیزی کنار دستِت نبوده

*        *        *

تو . . .،بونوبویِ سیاه

همه ی این سال ها. . .رنگ شدی ،سیاه شدی

با سراب با دروغ هایِ زیبا و با وعده ی سرِ خرمن زندگی کردی

این هـمه سال سر قبری گریه کردی که توش جنازه ایی نـبوده

همه چیز دروغ بوده ،یه دستی خوردی

وسط یه جای بی نشون پـرتاب شـدی

جایی که روی هیچ نقـشه ایی نیست

تک و تنها با یک دروغِ بزرگ تنها موندی

*        *        *

تو . . . بونوبوی تنها

باید  دوباره راه بیفتی ، . . .

بِری یه جای دیگه یه راه دور

یه جایی که دقیقا نمی دونی کجا هست ،

معلوم نیست همین اطراف باشه یا هزاران کیلومتر اونطرفتر ،

*        *        *

تو . . . ،بونوبوی خسته

باید از اول  شروع کنی به خوندن

شروع کنی به یاد گرفتن ،نگاه کردن ،لمس کردن

تاریخ بهت دروغ گفته ، جغرافیا بهت خیانت کرده

بایـد یه جـوری دروغ هارو از ذهـنت بریزی بـیرون

بعضی از دروغ ها سولفاته زده چسبیده به مُخِت

دروغ ها تو رو به مجسمه ی حماقت تبدیل کرده

مثل کَپَکِ نان نشسته روی ذهنت ،روی زندگیت

*        *        *

تو . . . بونوبوی غمگین

کاردک تــیزی نـیاز داری ، تا پـس مـونده های دروغ رو از ذهــنت بتراشـی

و یهو میبینی وسطای تراشیدن قسمت هایی از جمجمتو از دست میدی

کاسه ی سر خورد میشه ،پودر میشه ،مثل آوار میریزه روی زندگیت

و بعد تو میمیری چونکه نمیتونی دردِ تراشیدن رو تحمل کنی

مدتـی مـیگذره  تا شـبیه افسانه ها دوباره از نو  زنـده بِـشی

و شروع میکنی به تراشیدن . . .

درد تراشیدن درد سمباده کشیدن

دردِ فِـرگشت ،درد چیزِ دیـگر شدن

و  تو . . .

دوباره از درد میمیری و با امید زنده میشی

اینقدر این چرخه تکرار میشه ،تکثیر میشه

اونقدر  مردن و زنده شدن رو تـکرار میکنی

تا بالاخره نابودی بشی

تموم بشی

و به انکارِ کائنات تبدیل بشی . . .

Advertisements

6 Responses to “نامه ایی برای بونوبو”

  1. کیوان said

    براوو!
    حرفی بود نه چندان تازه که به زبانی تازه گفته شده‌بود: اتفاقا این یکی از جلوه‌های هنر است!
    یک نکته بیش نیست غم عشق و این عجب ـــــــــ کز هر زبان که می‌شنوم نا مکرر است
    برای تراشیدن چربی های حاصل از پرخوری (=پر گویی) من و تو باید رژیم بگیریم. خیلی جدی گفتم داش جوات. چیزی راجع به بهداشت مغزی اگوست کنت نشنیده‌ای؟ اتفاقا او یک خارپشت مادرزاد و چاره ناپذیر بود. ما روباهها بیشتر به رژیم مغزی احتیاج داریم.

    • کیوان خانِ عزیز

      دقیقا همینه ، فرگشت تکامل گونه گون شدن نسل ها و موجودات چیز جدیدی نیست ، اما خیلی وقته ذهنمو مشغول کرده .

      یه زمانی به نظم باور داشتم ، این مجموعه رو منظم می دیدم ، الان دیگه برام منظم نیست ، شبیه یه خرابه ی بزرگ هست ، یک خرابی بزرگ که از میلیارها سال قبل به جا مونده

      یه روزی یه جایی یه نفر مشغول کاری بوده ، یه جای محاسباتش اشتباه ازکار در میاد ، کارخونه با صاحبش یه جا منفجر میشه

      !!!!
      شما متوجه شدی چی گفتم؟!

      خودم که خیلی متوجه نشدم …
      … بگذریم

      کیوان خان
      قرار بود چندتایی کتاب معرفی کنید
      البته اگر میشه فعلا یکی یا دوتا بیشتر معرفی نکنید
      نمی خوام یه لیست ده تایی بیست تایی داشته باشم و به هرکدوم فقط نوک بزنم

  2. کیوان said

    برای آدمهای فراموشکاری چون من که به اصرار می‌خواهند چیزی بگویند که سر و ته و وسطش را فراموش کرده‌اند، لطیفه‌ای قدیمی وجود دارد:
    یه روزی، یه نفر، یه جایی، یه چیزی به من گفت که اگه یادم اومد برات می‌گم.
    حالا حکایت ماست: در یکی از شماره‌های مجلهٔ مرحوم شهروند امروز، در صفحه علم، کتابی را معرفی کرده‌بودند که تخصص نویسنده معروفش، عامه فهم نوشتن مطالب پیچیده علمی است. و این کتاب در مورد فرگشت (تکامل) بود. به اندازه یک مقاله از متن آن کتاب را ترجمه کرده و در آن شماره منتشر کرده بودند (من تلاش می‌کنم نام کتاب یا نویسنده‌اش را پیدا ‌کنم) .
    نویسنده ضمن بررسی علمیِ احتمال وقوع «تصادف»ی که در عین بی نظمی می‌تواند نقطه شروع همه کائنات باشد، توضیحات زیر را نیز در مورد «نگرهٔ فرگشت»* و اعتبار علمی آن بیان کرده بود:**
    اعتبار یک نظریه، به تعداد مشکلات و سئوالات علمی‌ای بستگی دارد که بتوان با آن نظریه تبیین کرد و پاسخ داد. هر چه تعداد این سئوالات بیشتر باشد؛ اعتبار و احتمالِ صحتِ آن نظریه بیشتر است. «نظریه تکامل» با توجه به تعداد فراوان سئوالاتی که به آنها پاسخ می‌دهد و پدیده‌های گوناگونی که در شاخه‌های مختلف علمی، و حتی در مباحث بین رشته‌ای، با این نظریه قابل توضیح است؛ در تاریخ علمِ جدید بی سابقه است. «نوداروینیستها» نه تنها مباحث علم جدید ژنتیک را به زبان «تکامل» می‌خوانند، بلکه تلاش می‌کنند برای توضیح بسیاری از پیچیدگیهای رفتار اجتماعی و علوم انسانی نیز از «نظریه تکامل» استفاده کنند.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    *نگره = نظریه ؛ فرگشت = تکامل
    **نوشتن عبارات و تعاریف دقیق علمی، با شلخته نویسی یک کامنت گذار عجول جور در نمی‌آید. اگر اشتباهی بود، تذکر دهید.

  3. ش said

    این خیلی خوب بود جوات …اون لحظه ایی که می فهمی 35 سال را با افسانه و سراب زندگی کردی خیلی زجر اوره …فرو ریختن تمام باورها اولش خیلی سخت و پر طنشه …چیزی که تو این دوران من دارم طی می کنم امیدوارم یکم به ارامش برسم …راستی یه مدت تو اندرونی …نسوان غایب بودی هی سرک کشیدم ببینم کامنتی گذاشتی دیدم اثری ازت نبود …

    • دروود بر یو
      شاعر میفرماید : آمدی جانم به قربانت ولی …
      وِیت … این شعر چه ربطی داشت …؟!
      . . . بذگریم

      قهرم آقا . . . دیگه پامو در اون وبلاگ نمیزارم
      بهم تهمت میزنن ، بهتون میزنن ، افترا میزنن ، انگ میزنن
      قهرم ، قهرم تا به قیامت

      پی . اس : مدیون باشی اگر بگی ،به درگ کِ قهری

  4. ش said

    آره دیدم چطور بهت بهتون زدن …اتفاقا می‌خواستم جواب آقای اوه خدای منو بدم …می‌خواستم بهش بگم آی‌کیو پایینی داری …نگارش عطسه و جوات زمین تا آسمون باهم فرق داره …عطسه با هر‌ای دی‌ بیاد فوری شناخت می‌شه …بگذریم ولی‌ بیا.. اون کمنت‌دونی با وجود افرادی مثه توئه که خوندنیه ، همه هم الان میدونن که راست میگی‌ …فقط ایگنورش کن …وسلام نامه تمام

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: