مناجات

23 January 2013

33

قابِ اول: (ده هزار سال قبل)

نامه ی فوری به خدا

آقا جون این پائین اوضاع خیلی ریدماله ، بیس سی هزار ساله که همه چیز بهم ریخته ،نمی خوای کاری بکنی؟ نمی خوای برامون بینه و پیغمبر برفستی؟ تو را به تو قسم فکری کن.

قابِ دوم:  (بیست هزار سال بعد)

پاکت نامه ی ارسال شده به خدا در اداره ی پست

مامور اداره ی پست مهر بزرگی روی آن می زند

“نشانیِ مورد نظر پیدا نشد”

.

قابِ سوم: (بیست هزارو یک روز بعد)

نامه ی مساعدت خواهی ساکنان کره ی BE720CZ به خداوند مهربان

خدای عزیز و یگانه لطفا . . .

قابِ چهارم: (دویست هزار سال بعد)

پاکت نامه روی میزِ رئیسِ پست خانه

“در تمام این سال ها نشانی مورد نظر پیدا نشد”

.

قابِ پنجم: (دویست هزارو یک روز بعد)

نامه ی اهالی زمان برای درخواست برکت و اجابت برای خدای قادرِ متعال

بار الها ، پرودگارا لطف و محبتت را شامل حال ما کن و . . .

قابِ ششم: (دو ملیون سالِ بعد)

مامور وظیفه شناس اداره ی پست پاکت نامه ای را داخل  قفسه ای  قرار می دهد. زیر قفسه  باریکه ی کاغذی چسبیده شده و روی آن نوشته شده  “نامه هایی که آدرسشان پیدا نشد”

قابِ هفتم

قابِ هشتم

.

.

.

قابِ ششصد و سی و هفت ملیون و دویست و هشتاد و دو هزار و نهصد و پنجاه و سه

.

.

.

قآبِ . . .

.

.

.

. . . و این داستانِ تکراری تا آخرین روزِ حیاتِ آخرین موجودِ هوشمند در تمام کائنات با ریتم های مختلف و در ژانرهای متنوع تکرار و تکرار شد.

Advertisements

1+665

22 December 2012

Picture3

همه چیز دست نخورده باقی موند

اصغر هنوز سر کوچه جیگرای لخته لخته رو بِ سیخ میکشه

پری جلوی آینه رژ و ریملشو پاک می کنه

شهره داره قسطای عقب افتاده رو حساب می کنه

زری بِ امید معجزه

سامان تو نخِ شبِ خواستگاری

هوشنگ بِ فکر بازارِ شبِ عید

مام این سرِ دنیا با جِسی گوشه ی حیاط کِز کرده جلوی آتیش

بیِه . . . بِیِه  . . .

همه چی سرجاشه ، آب از آب  تکون نخورده

آدمای ساده لوح هنوز کونشون رو بِ هوا و سرشون رو مهره

.

.

.

دنیا مثل قبل میچرخه و میچرخونه

لاکردار حداقل یِ دونه شهاب سنگ کوچولو موچولو هم پرت نکرد رو زمین ، بلکه یُخده آواره بشیم و هیجانِ داستان بره بالآ

هِ ی  . . . آخدا . . . چیزم تا دسته بِ حلقت ، . . . همَمونو این پائین اَنترو منترِ خودت کردی

.

.

پ.ن : میگم . . نکنه یِ وخ دنیا تموم شده …. ؟ . .. ها؟!

. . . شاید هنوز گرمیم و ملتفت بِ مرگمون نیستیم ❓ ❗

پیدایش

11 October 2012

.

روی خط گره ی اوج و سقوط

در دل تیره ی تو

ساده لوح

خوش خیال

خواب کبوتر می دید

. . .

نت بود

نت بود

و . . .

. . . دیگر هیچ نبود